دم جاده وایساده بودیم ، چشم هاشو باریک کررده بود و وقتی دود سیگارشو به داخل ریه ها که نه مغز استخونش می کشید به من نگاه می کرد. فوت می کرد به من نگاه می کرد.
یه نگاه به حاده می نداخت یه نگاه به راننده بعد بهمن و پک بعد
تو دلش میگفت اخه چرا گند زدی اخه چرا من دوست دارم اخه چرا اینجاییم .

+مای آی
برچسب:
نویسنده: ماهان زارعیپور
ادبی که بسته به شرایط رعایت میشه، دیگه اسمش ادب نیست. یه ظاهر سازیِ.
یه خودنمایی، که وقتی دعوا، دلخوری و یا کدورتی پیش میاد و حقِ رعایت از شما برداشته میشه، دیگه انجامش نمیدی.
+میتونم بگم شما بی ادبی هستی که بخاطر سیاست رفتاری با ادب و فرهنگ میشی. تقریبا ریدی عزیزم آب هم قطعِ.
برچسب:
نویسنده: ماهان زارعیپور
برچسب:
نویسنده: ماهان زارعیپور
حدود یک ماه پیش به قصد خرید از چند نمایندگی راهی تهران شدیم ، بعد از خرید از پاساژ های پالادیوم و کوروش در آخرین لحظات شب ، محتویات صندوق و ماشین رو جناب دزد مرحمت کرده و بردند.
تا الان چیزی نگفتم ، ماشینمو صافکاری کردیم ، خیلی از خرید ها رو دوباره انجام دادیم ، حدود 600 هزار تومنی کتاب بود که بوک لند گرفته بودیم و به هیچ عنوان قابل برگشت نبود... عینک و هدفون و دفترچه خاطرات ، لوازم و لباس...
خلاصه کنم سالار یه الهی شکر گفتیم و لب نزدیم. سه روز بعد هم ماشین علی جان رو زدن.
اما امروز امروز آی آی امروز با دیدن یک صحنه فرصت شد که بگم "آخه آدم نفهم، اینکه به خودت حق میدی چیزی که کسی با زحمت بدست آورده و متعلق به اونه ازش بدزدی ارزش نداری من رو صورتت تف بندازم،حیف همین فحشی که بهت دادم"
+ از این شهرستااااااااانِ تهران هم خیلی خوشم نمیاد. تهران فقط جای کار، خلاف و درسِ والسلام. هیچ انتقادی هم پذیرفته نیست همینی که من میگم.
برچسبها: لعنتی ها, اندراحوالات, زندگی همش درده بچه
برچسب:
نویسنده: ماهان زارعیپور
برچسب:
نویسنده: ماهان زارعیپور
+منم تجربه ش کردم.
برچسب:
نویسنده: ماهان زارعیپور

+زیر تیغ

برچسب:
نویسنده: ماهان زارعیپور
برچسب:
نویسنده: ماهان زارعیپور
برچسب:
نویسنده: ماهان زارعیپور
برچسب:
نویسنده: ماهان زارعیپور